الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

232

الغدير ( فارسي )

گستاخى كشاندى و از راه راست و معتدل منحرف كردى » ( 1 ) . 14 - در نامه اى از امام ( ع ) به معاويه چنين آمده است : « گمراهىهائى كه بروز داده اى ، بىشباهت به آنها نيست كه خانواده و خويشاوندانت بروز دادند ، همانها كه كفر و آرمانهاى باطل و ناروا ، به حسد ورزى نسبت به محمد ( ص ) واداشتشان تا در آنجاها كه خبر دارى ، به خاك هلاك در غلتيدند و نتوانستند هيچيك از مقدسات و بزرگان خويش را حمايت نمايند و من در آن آوردگاه‌ها ، همآوردشان بودم و جنگاور آويخته به ايشان و همان كه راه بر آنان بر بست و سرانشان را و سران گمراهى را بكشت و اگر خدا بخواهد اولادشان را به آن نياكان ملحق خواهم ساخت . بدا به حال فرزندى كه از پى جدى برود كه جايگاه و قرارگاهش دوزخ است » ( 2 ) . 15 - اين قسمت ديگرى از نامهء حضرتش به معاويه است : « دير گاهى است كه تو و دوستدارانت كه دوستداران شيطان مطرودند ، حق ( يا اسلام و تعاليم قرآن ) را افسانه‌هاى پيشينيان خوانده‌ايد و آن را پس پشت افكنده‌ايد و در صدد بر آمده‌ايد كه با دست و زبانتان ، مشعل خدا را خاموش گردانيد ، كه خدا نور خويش به كمال مىرساند گر چه كافران نخواهند و بدشان بيايد . بجان خودم سوگند نور گر چه نخواهى و بدت بيايد به كمال خواهد رسيد و دانش دين منتشر خواهد گشت و به سزاى كارت خواهى رسيد بنابر اين ، در زندگى دنيايت كه از تو جدا خواهد گشت تا مىخواهى تبهكارى ورز ، لكن پندارى هم اكنون است كه روزگار باطل و نارواگريت به پايان رسيده و كار و حكومتت بر باد رفته است ، و تو به سوى شعلهء فروزان و سوزان دوزخ كشانده شده اى ، و خدا به هيچ وجه به تو ستم نكرده باشد و پروردگارت به بندگانش ستم كننده نيست » ( 3 ) . 16 - اين هم قسمتى از نامه اى كه حضرتش به او نوشته است : « كارهاى بدى كه كرده اى ، همراه با اطلاعى كه خداى متعال از وضع تو دارد سبب گشته كه خدا

--> ( 1 ) - نهج البلاغه 2 / 41 + شرح ابن ابى الحديد 4 / 50 . ( 2 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 50 . ( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 51 و 3 / 411 .